X
تبلیغات
به نام کسی که تو را نفهمید

به نام کسی که تو را نفهمید
مطالب عاشقانه و شعر وعکس 
پيوندهای روزانه

قيام امام حسين(ع) -نتايج قيام امام حسين(ع)

با شکست امام حسين(ع) درجنگ، اسلام که شکست خورد پس چگونه ميگن امام حسين(ع) و اسلام پيروز شد. دليل آن چه بود و عامل آن رابيان کنيد؟

دوست محترم هرگاه درباره پيروزي امام حسين(ع) يا شكست ايشان بحث مي شود اين مطلب نيز بايد بررسي شود كه معناي شكست چيست؟ و پيروزي به چه معنا است؟ و تحقق آن چگونه است؟ در اين مسئله آنچه بسيار مهم است هدف از قيام است .واينكه آيا امام حسين(ع) به اهداف خود رسيد يا نه؟ در پيروزي يا شكست مؤلفه هاي زيادي مؤثر است ويكي از اين مؤلفه ها نتايج قيام است در اين باره سعي مي كنيم كه به بررسي نتايج اين قيام پرداخته ، تا اينكه مشخص شود كه آيا نتيجه اين قيام شكست بود يا پيروزي


ادامه مطلب
[ یکشنبه نوزدهم آذر 1391 ] [ 15:8 ] [ رضا بی باک ]
قیام خونین ، مظلومانه و حماسی سیدالشهداء (ع) در سال 61 هجری قمری ، یكی از بی نظیرترین جنبشهای مردمی تا آن زمان و رهبر فكری سایر نهضتهای بشری تاكنون بوده است 0 قیام عاشورا ، تاریخی بدیع و جامع ، با گستردگی بشریت را در ابعاد مختلف حماسی - احساسی و با رعایت تمامی ظرافتهای آن در میان جوامع انسانی رقم زد كه باگذشت بیش از 1400 سال از آن روز ، هنوز بشریت موفق به درك كوچكترین جزییات آن نشده است 0 این قیام نمونه و الگو از آغاز تا پایانش ، دارای پیچیدگیها و نكات ارزنده و مفیدی برای طیفهای مختلف جوامع انسانی و زوایای مختلف دیدگاههای آنان می باشد 0 نوع و علت و چگونگی آغاز این نهضت ، با رعایت تمامی جوانب زمانی و مكانی آن ، نحوه ی عزیمت به محل حادثه و اتفاقات پیش آمده در این مسیر ، نوع آرایش و چینش مردان جنگی ، هرچند كم شمار در سپاه سالار شهیدان ، نوع رزم و تغییر تاتكتیك جنگی از آنچه سپاه دشمن خواهان آن بود به سمت و سویی كه خود آن را می پسندید ، از ابعاد حماسی و نظامی این قیام الهی می باشد 0 در كنار این نكات ، علت به همراه داشتن افراد خانواده در رده های سنی مختلف و جنسیتی ، همراهی حماسه با جلوه های احساسی ، از علل پایداری و زنده مانده این نهضت برشمرده می شود 0 آنچه بعد از حادثه ی روز عاشورا شكل گرفت و جریاناتی كه منتهی به كوفه و شام شد و نوع یادآوری بازماندگان حماسه سازان كربلا از این واقعه ی عظما ، دیگر علل پویایی و بالندگی و رشد این قیام مظلومانه اما پیروز می باشد 0 حال ، با گذراندن این مقدمه مقایسه ای خواهیم داشت از این نهضت با قیام امام (ره) :


ادامه مطلب
[ یکشنبه نوزدهم آذر 1391 ] [ 15:5 ] [ رضا بی باک ]
قیام خونین ، مظلومانه و حماسی سیدالشهداء (ع) در سال 61 هجری قمری ، یكی از بی نظیرترین جنبشهای مردمی تا آن زمان و رهبر فكری سایر نهضتهای بشری تاكنون بوده است 0 قیام عاشورا ، تاریخی بدیع و جامع ، با گستردگی بشریت را در ابعاد مختلف حماسی - احساسی و با رعایت تمامی ظرافتهای آن در میان جوامع انسانی رقم زد كه باگذشت بیش از 1400 سال از آن روز ، هنوز بشریت موفق به درك كوچكترین جزییات آن نشده است 0 این قیام نمونه و الگو از آغاز تا پایانش ، دارای پیچیدگیها و نكات ارزنده و مفیدی برای طیفهای مختلف جوامع انسانی و زوایای مختلف دیدگاههای آنان می باشد 0 نوع و علت و چگونگی آغاز این نهضت ، با رعایت تمامی جوانب زمانی و مكانی آن ، نحوه ی عزیمت به محل حادثه و اتفاقات پیش آمده در این مسیر ، نوع آرایش و چینش مردان جنگی ، هرچند كم شمار در سپاه سالار شهیدان ، نوع رزم و تغییر تاتكتیك جنگی از آنچه سپاه دشمن خواهان آن بود به سمت و سویی كه خود آن را می پسندید ، از ابعاد حماسی و نظامی این قیام الهی می باشد 0 در كنار این نكات ، علت به همراه داشتن افراد خانواده در رده های سنی مختلف و جنسیتی ، همراهی حماسه با جلوه های احساسی ، از علل پایداری و زنده مانده این نهضت برشمرده می شود 0 آنچه بعد از حادثه ی روز عاشورا شكل گرفت و جریاناتی كه منتهی به كوفه و شام شد و نوع یادآوری بازماندگان حماسه سازان كربلا از این واقعه ی عظما ، دیگر علل پویایی و بالندگی و رشد این قیام مظلومانه اما پیروز می باشد 0 حال ، با گذراندن این مقدمه مقایسه ای خواهیم داشت از این نهضت با قیام امام (ره) :


ادامه مطلب
[ یکشنبه نوزدهم آذر 1391 ] [ 15:1 ] [ رضا بی باک ]

بیعت خواستن یزید از امام حسین

 در حادثه کربلا ما به مسائل زیادی بر می خوریم در یک جا سخن از بیعت خواستن یزید از امام حسین و

 امتناع امام از بیعت، در یکجا دعوت مردم کوفه از امام حسین و پذیرفتن امام ولی در جایی بدون توجه به

 مسئله بیعت و بدون توجه به درخواست دعوت کوفیان حضرت حسین (ع) از اوضاع حکومت انتقاد می

 کند. از فساد و حرام خواریها و ظلم و ستم انتقاد می کند و اینجا  امر به معروف و نهی از منکر را لازم می بیند


ادامه مطلب
[ یکشنبه نوزدهم آذر 1391 ] [ 14:56 ] [ رضا بی باک ]
دومين فرزند برومند حضرت علي و(1) در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت فاطمه ، که درود خدا بر ايشان باد، در خانه وحي و ولايت چشم به جهان گشود.
چون خبر ولادتش به پيامبر گرامي اسلام (ص ) رسيد، به خانه حضرت علي (ع ) و فاطمه را فرمود تا کودکش را بياورد. اسما او را در پارچه اي سپيد (2) (س ) آمد و اسما
پيچيد و خدمت رسول اکرم (ص ) برد، آن گرامي به گوش راست او اذان و به گوش چپ (3) او اقامه گفت . به روزهاي اول يا هفتمين روز ولادت با سعادتش ، امين وحي الهي ، جبرئيل ، فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد اي رسول خدا، اين نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبير) چون علي براي تو بسان هارون (5) که به عربي (حسين ) خوانده مي شود نام بگذار. (4)براي  موسي بن عمران است ، جز آن که تو خاتم پيغمبران هستي . و به اين ترتيب نام پرعظمت "حسين " از جانب پروردگار، براي دومين فرزند فاطمه(س ) انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش ، فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد، گوسفندي را براي  کشت ، و سر آن حضرت را تراشيد و هم وزن موي سر او (6) فرزندش به عنوان عقيقه (7) نقره صدقه داد.



ادامه مطلب
[ یکشنبه نوزدهم آذر 1391 ] [ 14:52 ] [ رضا بی باک ]
1- ايجاد اخلاق جديد در جامعه مسلمين‏

اگر ديدى كه نابينا و چاه است‏
اگر خاموش بنشنيى گناه است

يكى از آثار و بركات سيدالشهدا (ع) در بعد اخلاقى - تربيتى اين است كه قيام او باعث گرديد در جامعه مسلمانان نوعى اخلاق جديد بلند نظرانه پديد آيد و نظر انسان را به

زندگى خود و ديگران، دگرگون سازد تا بتواند بدينوسيله جامعه را اصلاح نمايد . و به عبارت ديگر، با خودسازى به ديگر سازى نيز بپردازد.

آرى، در آن زمانى كه بنياد روانى و اخلاقى مردم در هم ريخته و ويران شده بود و اين ويرانى شامل رهبران مسلمين و بزرگان آنان نيز شده بود و با اخلاق و شيوه‏اى وحشتناك زندگى مى‏كردند ، امام حسين (ع) يگانه درمان آن حالت بيمار گونه را كه در مجتمع مسلمانان مورد قبول واقع شده بود، در قيام آشكار و فرياد درآن سكوت مرگبار ديد. لذا آن حضرت با خون پاك خود و فرزندان و يارانش و با همه اعتبارات احساسى و تاريخى ، حتى شمشير و عمامه جدش رسول خدا (ص) ، وارد مبارزه گرديد تا همه روزنه‏ها و راههاى توجيه را فرو بندد.

 

سيدالشهدا (ع) نيك دريافته بود كه وجدان شكست خورده و اخلاق پست امت را نمى‏توان به وسيله رويارويى ساده دگرگون ساخت، از اين رو با قيام و شهادت خويش ديرى نپاييد كه اخلاق هزيمت و فرار را به نيرويى عظيم درآورد و اخلاق جديدى به جاى آن جايگزين نمود. براستى شهادت حسين بن على (ع) تأثير ژرف و شگرفى بر شيعيان ساكن و ساكت بجاى گذاشت ، و سرنوشت غم انگيز نواده پيامبر اكرم (ص) عواطف اخلاقى و مذهبى مردم را بهم ريخت.

در اثر قيام و شهادت امام حسين (ع) موجى در روح مسلمين به وجود آمد، حميت و عزت، شجاعت و صلابت به وجود آمد،و احساسات بردگى و اسارتى كه از اواخر حكومت عثمان و تمام دوره معاويه بر روح جامعه اسلامى حكمفرما بود، تضعيف شد و ترس آنها را فرو ريخت ، خلاصه، ابا عبدالله (ع) به اجتماع اسلامى شخصيت داد.

كربلا و قيام سيدالشهدا (ع) نمايشگاه اخلاق عالى اسلامى و انسانى با همه صفات و طراوت آن بود و اين اخلاق را نه به زبان كه در عمل به خون پاك خويش بر صفحه ماندگار تاريخ به ثبت رسانيد.


از پا حسين افتاد و ما بر پاى بوديم‏
زينب اسيرى رفت و ما بر جاى بوديم

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه نوزدهم آذر 1391 ] [ 14:48 ] [ رضا بی باک ]

جواب : سوال شما سوالیست کلی و اینکه گفته شود نظر اسلام درباره روابط دختر و پسر چیست به نظر من صحیح نمی باشد . لطفا جزئیات سوال را مشخص بفرمائید .

سوال : آیا از منظر اسلام یک دختر و پسر می توانند با یکدیگر صحبت داشته و یا همکار یکدیگر در یک محیط کاری باشند ؟


ادامه مطلب
[ یکشنبه نوزدهم آذر 1391 ] [ 14:24 ] [ رضا بی باک ]
ديدگاه اسلام درباره رابطه‏ هاي دوستانه ميان دختر و پسر

ديدگاه اسلام درباره رابطه‏ هاي دوستانه ميان دختر و پسر

ديدگاه اسلام درباره رابطه‏ هاي دوستانه ميان دختر و پسر
ديدگاه اسلام درباره رابطه‏ هاي دوستانه ميان دختر و پسر


 





 
درباره ميزان و چگونگي حضور زنان و دختران در اجتماع و مجلس‏هايي كه خواه ناخواه به اختلاط با مردان مي‏انجامد، دو نظريه مطرح است:1

ادامه مطلب
[ یکشنبه نوزدهم آذر 1391 ] [ 14:23 ] [ رضا بی باک ]

بررسی ارتباط کلامی زن و مرد از دیدگاه قرآن

در قرآن ، مسئله ارتباط دو جنس در ابعاد گوناگون و در گستره بسیار وسیعی مورد بررسی قرار گرفته است و شامل گفت و گوی دو جنس ، نظر و نگاه ، دست دادن و مصافحه کردن ، مساعدت . کمک کردن ،تنهایی و خلوت گزینی و دیگر انواع ارتباط می شود . ما در آیات 22 به بعد سورۀ قصص ، با جونی پر شور روبرو هستیم ، جوانی که به خاطر مبارزه با نظام فاسد ، از دیار خویش می گریزد و به شهر مدین پناه می برد . در مدین کنار چاه آب ، نگاهش در میان چوپانان که برای آب دادن گوسفندانشان آمده اند ، به دو دختر جوان می افتد . با طرح یک سوال سر از کارشان در می آورد : ” چه می کنید ؟ کارتان چیست ؟ ” . آنان در پاسخ می گویند : ” ما به گوسفندان آب نمی دهیم تا آنکه چوپانان آب بردارند و سرچاه را خلوت کنند ” . در ذهن جوان ، سؤال دیگری جوانه می زند و می پرسد : ” مگر شما کسی را ندارید که در کارها کمکتان کند ؟ ” ذهن زیرک دختران جوان ، منظور جوان را به خوبی در می یابد و در ادامه می گویند : ” پدر ما پیری سالخورده است ”.


ادامه مطلب
[ یکشنبه نوزدهم آذر 1391 ] [ 14:19 ] [ رضا بی باک ]
صحبت کردن مرد با زن نامحرم اگر با قصد لذت و شهوت نباشد،‌ مانعی ندارد،‌ ولى روابط دختر و پسرى که نامحرم هستند و نگاه کردن یا صحبت نمودن آنها با قصد لذت جایز نیست. چنان که توقف نمودن و خلوت کردن آن‌ها در محیطى که محل رفت و آمد نیست، حرام مى‌باشد، اگر چه با نگاه کردن یا صحبت التذاذى (لذت‌آور شهوانی) همراه نباشد.
واقعیت آن است که غریزه جنسی از نیرومندترین غرایز در وجود انسان است که بسیاری از رفتارهای آدمی را شکل می‌دهد و به گونه‌های مختلف ظهور و بروز دارد. اسلام که یک مکتب جامع است و مى‌خواهد مردان و زنان مسلمان، از یک طرف روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاک داشته باشند تا بتوانند قله‌هاى رفیع انسانی و رستگارى را فتح نمایند و از طرف دیگر به نیازهای غریزی و فطری خود نیز دست یابند، با حساسیت ویژه، اما واقع بینانه و لحاظ کردن طبیعت و امیال درونى و خواسته‌هاى نفسانى، قوانین و احکامى را جهت حفظ و نگه‌دارى فرد و جامعه در خط اعتدال و میانه روى وضع کرده، از جمله آن احکام، چگونگی ارتباط با جنس مخالف است. اینها همه به سبب این است که اسلام از جانب خدا براى هدایت انسان‌ها فرستاده شده که خالق فطرت وغریزه با تمامى استعدادهاى بهینه و ذخیره شده در انسان است. بنابراین هر عاملى که موجب تحریک انگیزه‌هاى شهوانى در جامعه گردد و به آرامش روحى و روانى و عفت عمومى، صدمه وارد کند، موردتأیید اسلام نیست. اسلام می‌خواهد انواع لذت‌های جنسی در محیط و درون خانواده شکل گیرد واز این طریق آرامش روحی و روانی و پیوند‌های عاطفی نیز برقرار بماند و با طرح آن در محیط جامعه به پیوند خانواده و اجتماع آسیب وارد نشود.
به جهت میل شدید جنسی گاهی اوقات بی آنکه دختر و پسر(به خصوص دختران ) بخواهند، در وضعی قرار می‌گیرند که حتی اراده خود را از دست می‌دهند و دیگر نمی‌توانند از ارتباط جنسی خودداری کنند و ناخود آگاه و بی آنکه بخواهند، کم کم در آن اوضاع بدون بازگشت قرار می‌گیرند و زمانی متوجه می‌شوند که کار از کار گذشته است، یعنی با فراهم شدن اوضاع دیگر، جلوگیری از آن بسیار سخت و دشوار است، به خصوص آنکه پسران فریبکار و متاسفانه حرفه‌ای در فریب دختران جوان در این موارد، شیاد و تردست هستند، پس چرا نباید این جریان را از سرچشمه بست ؟ به همین دلیل در اسلام حتی خلوت کردن زن و مرد (دختر و پسر) نامحرم در مکانی که رفت و آمد نباشد، حرام و گناه است.
مگر تمام روابط جنسی بین دختران و پسران از ارتباط‌های به ظاهر ساده و دوستانه آغاز نشده است؟ گاهی نیز متأسفانه به ارتباط جنسی ختم نشده، بلکه عاملی برای پدید آمدن بسیاری از ناهنجاری‌های اجتماعی و روانی می‌شود. بهترین شاهد بر ادعای فوق، بررسی واقعیات موجود در اجتماع است. نقطه شروع طلاق‌ها، فسادهای جنسی، اعتیاد و افسردگی‌ها از کجا بوده است ؟ بسیاری از آنها با یک نگاه ساده یا ارتباط کلامی کوچک با نامحرم شروع شده، به تدریج به ایجاد محبت و عشق و مشغول شدن فکر انجامیده، و در انتها به قرار و مدار و...
اما مسئله این است که چون جوانان و نوجوانان مخصوصا دختران جوان، هنوز به سنی نرسیده‌اند که عاقبت برخی از کارها برایشان تجربه شده باشد، فقط ابتدای کار را که مطابق میل می‌بینند و به دوستی با پسران نامحرم تن می‌دهند و به این ترتیب وارد دامی می‌شوند که رهایی از آن بسیار دشوار است. چرا که اولین مشکل آنها، مشغولیت فکر و ذهن‌شان است و عقب افتادن تدریجی از درس.
مشکل بعدی خانواده (اگر دارای خانواده مذهبی باشند) ازدواج است. حتی آنها اگر بخواهند با همان پسری که از طریق کوچه و خیابان با او آشنا شده‌اند ازدواج کنند، هیچ ضمانتی وجود ندارد که پسر چند دوست دختر دیگر نداشته باشد و از این دختر جدا نشود و به آنها نپیوندد و به این ترتیب دختران زیادی را دچار داغ فراق و افسردگی و نابسامانی خانوادگی نکند، حتی در دانشگاه‌ها یا محیط‌های کاری نیز ارتباط نامناسب با نامحرم، غالبا باعث گرفتاری است، زیرا چه بسا باعث ایجاد عشق‌هایی در دل دختران و پسران جوان می‌گردد که به دلائل گوناگون، هرگز به "وصل" منجر نخواهد شد و داغ آن برای همیشه به دل طرفین خواهد ماند و فکرشان را آزرده خواهد ساخت.
مسائل برشمرده هیچ کدام قصه نیست، بلکه واقعیت‌هایی است که بسیار در جامعه جاری است و ما تنها با گوشه‌هایی از آنها آشنا می‌شویم. بسیاری از گرفتاران این مسائل به دلیل حیا و شرم، مشکلات خود را برای دیگران بازگو نمی‌کنند. اگر این کار را می‌کردند درس عبرت خوبی برای دیگران مخصوصا جوانان و نوجوانان می‌شد.
وقتی این مشکلات ریشه‌یابی می‌شوند، غالب آنها از نگاه‌ و سخن‌های کوتاه و عشوه‌هایی آغاز می‌شوند که به نظر برخی، نبایست به آنها حساسیت نشان داد،‌ اما چه می‌توان کرد که همین موارد کوچک اگر مورد بی توجهی واقع شوند و ادامه یابند، سر از مشکلاتی بسیار در می‌آورند.
در نگاه خود به زندگی بایستی عاقبت کارها را بنگریم و از زندگی دیگران عبرت بگیریم و به این نکته برسیم که : چه بسا لذت‌های کوتاه که رنج‌های طولانی به ارمغان می‌آورد.
دختران و پسرانی که به طریق غیر مشروع با فردی از جنس مخالف، رابطة دوستانه برقرار می‌کنند، از جهات مختلف، آسیب می‌بینند. آسیب‌ها هرچند متوجه دختر و پسر است، اما دامنه و شدت آن برای دختر بیش‌تر است. آسیب‌ها عبارتند از:
1ـ آسیب روانی: دختری که به پسری علاقه‌مند شده و خود را در اختیار وی قرار می‌دهد، پس از بی‌وفایی پسر و ترک وی، به شدت دچار سرخوردگی گردیده و گاهی تا مرز افسردگی و بیماری‌های شدید روانی پیش می‌رود.
2ـ آسیب‌های اجتماعی: دختری که در شهری کوچک با پسری ارتباط دارد، جایگاه و شخصیت اجتماعی خود را از دست می‌دهد و تحقیر می‌شود، حتى اگر ازدواج کند، نمی‌تواند زندگی متعادلی داشته باشد،‌ زیرا از طرف همسر و خانواده شوهر سرزنش می‌شود و به هر بهانه‌ای، روابط قبلی وی را به رخش می‌کشند. این پدیده می‌تواند تهدیدی برای نهاد خانواده در جامعه و افزایش میزان طلاق باشد.
3ـ آسیب تربیتی: دختری که به عنوان فردی رابطه‌دار با چند پسر، معرفی می‌شود، جایگاه خود را به عنوان فردی شایسته برای تربیت، در ذهن اولیای خانه و مدرسه و حتى دوستانش از دست می‌دهد. چنین دختری از سیر تعلیم و تربیت به دور می‌ماند. پدر و مادر او را مایه آبروریزی خانواده می‌دانند و ترجیح می‌دهند وی را در خانه نگه‌داری کنند.
4ـ آسیب معنوی: دختری که به صورت نامشروع با پسری رابطه دارد، با گناه و معصیت، از خداوند دور شده و از نظر اخلاقی سقوط می‌کند. او دیگر از عبادت خود لذت نمی‌برد و احساس گناه و ملامت درون، روح او را آزار می‌دهد، مگر آن که توبه کند و راه پاکی را پیشه سازد.
حال به گوشه‌ای از پیامدهای روابط آزاد در کشور‌های غربی بپردازیم. آنجا که فکر می‌کنیم این مشکلات برای آنها حل شده یا حساسیت نسبت به این موضوع ندارند. اگر چه در آنجا مشکلات به جهت روابط آزاد بیش از حد، بسیار است، اما متاسفانه جامعه ما نیزکم و بیش با بسیاری از این مشکلات روبرو است.
نظریات روانکاوى از جمله نظریة «هورنای» بر این حقیقت تأکید می‌کند: «در اجتماعاتى که روابط جنسى آزاد هست، بسیارى از احتیاجات روانی،‌ شکل تمایلات جنسى پیدا مى کند و به صورت عطش جنسى در مى آید».(1)
نشریه آمریکایى «ایدرز دایجست» دربارة روابط پیش از ازدواج دختران و پسران مى نویسد: "هرساله 350 هزار دختر نوجوان امریکایى در سنین 15 تا 19 سال ـ دورة دبیرستان ـ به سبب ارتباط‌هاى نامشروع، آبستن شده و فرزندان غیر قانونى خود را به دنیا می‌آورند.... این دختران با رؤیاهایى چون ازدواج با دوستان پسرشان، اتمام تحصیلات، شروع یک زندگى ایده‌آل و دست‌یابى به یک شغل مناسب،‌ به این ارتباط‌های غیر قانونى روی مى آورند. اما بسیار زود پرده‌هاى سراب گونة این اوهام به کنار رفته و واقعیت زندگى روى خود را نشان مى‌دهد. متأسفانه، این بیدارى درست در زمانى به دست مى‌آید که دختران نوجوان دیگر شانسى براى برخوردارى از یک زندگى سالم و ایده آل را ندارند».
این روزنامه در ادامه بررسی، علت بروز نابهنجاری‌هاى جنسى را روابط آزاد دختر و پسر در مدارس دانسته، طى گفتگویى با تعدادى از دختران، به نقل از یکى از آنان می‌نویسد:
"ای کاش زمان به عقب بر مى‌گشت! اى کاش به عنوان عضوى از خانواده در میان والدینم جای داشتم. اى کاش هنگامى که زمینه‌هاى ایجاد یک ارتباط نامشروع برایم فراهم شده بود، کمى هم به زندگى آینده‌ام مى اندیشیدم و این گونه به پایان خط نمى رسیدم".
در ذیل به برخى از آن آثار که در نتیجه روابط آزاد دختر و پسر در جوامع غربى پیدا شده اشاره مى کنیم:
1ـ افزایش روابط جنسى نامشروع: تحقیق نشان مى دهد که آمار روابط نامشروع جنسى که ناشی از روابط آزاد دختر و پسر است،‌ در امریکا و در تمامى جامعة اروپا رو به افزایش است، به گونه اى که در سال 1993 در امریکا 50% روابط دختر و پسر به روابط جنسی تبدیل شده است.
2ـ آبستنى‌هاى ناخواسته: آمیزش جنسى نامشروع و افزایش آبستنى‌هاى غیر رسمى و زود هنگام یکى دیگر از آثار شوم روابط آزاد دختر و پسر است. آندره میشل در این باره می‌نویسد: "بیش از چهل درصد زنان امریکایى که پیش از بیست سالگى ازدواج مى کنند، به علت روابط آزاد پسر و دختر،‌ قبل از ازدواج حامله هستند. در نروژ 90% دخترانى که در سن کمتر از هیجده سال ازدواج مى کنند، آبستن هستند و در سوئد و آلمان نیز همین مطلب صادق است".
3ـ ازدیاد غیر قابل کنترل آمار سقط جنین: متناسب با افزایش نرخ آبستنى‌هاى ناخواسته، آمار سقط جنین در کشور‌هاى غربى که دختر و پسر پیش از ازدواج روابط آزاد دارند رو به افزایش است. از یک میلیون زن و دختر نوجوانی که هر ساله در امریکا به طور ناخواسته باردار مى شوند، 53% فرزندان خود را سقط می‌کنند. این درحالى است که به علت برخى محدودیت‌ها که بعضى ایالات در مورد سقط جنین وضع کرده‌اند،‌ اکثر سقط‌هاى جنین گزارش نمى شود.
به ادعاى یک پزشک امریکایى که در یکى از زایشگاه‌هاى این کشور مشغول بوده و در مورد مشکلات محل کار خود مقاله‌اى نوشته،‌ در حدود 47% از زایمان‌هاى تحت نظر وى مربوط به موالید نامشروع بوده است. به ادعاى وى اکثر موالید،‌ مربوط به زنان پایین تر از بیست سال مربوط به روابط آزاد دختر و پسر بوده است.
4ـ افزایش خانواده‌هاى تک والدینی: افزایش شمار وصلت‌هاى غیر رسمی،‌ کاهش در میزان ازدواج را ترسیم مى کند که یکى از پیامد‌هاى آن افزایش تعداد خانواده‌هاى تک والدینى است؛ یعنى خانواده‌هایى که فرزندان در آنها محکومند تنها با یکى از والدین زندگى کنند. آندره میشل مى‌گوید: «زندگى فرزندان نامشروع در بیش از 90% موارد با مادران است. این گونه مادران که تقریباً از سوى جامعه به ویژه والدین و آشنایان خود طرد مى‌شوند،‌ براى گذراندن زندگى با مشکلات شدید اقتصادى و فقر و فلاکت مواجهند.»
روزنامة «ایدرز ایجست» ضمن ارائة گزارشى از وضع فلاکت بار معیشتى این گونه خانواده‌ها، گزارش زیر را نوشته است:
«مادر این بچه - که مادام بهانة پدر مى‌گیرد - براى تأمین نیازهاى مادى خود و فرزندانش ناچار است که در دو شیفت کامل کار کند که در نتیجه، فرزند وى در مقایسه با مادران دیگر،‌ زمان کمترى را با او سپرى مى کند. این فرزند غیرقانونى در حقیقت هم از نعمت پدر و هم از نعمت مادر محروم است.
این مادر نوجوان با تأسف و تأثر مى گوید: من با این حاملگى نامشروع براى تمام عمر دخترم را از نعمت پدر محروم کردم و باید تسلى بخش اندوه فراوان این طفل باشم.
5ـ روسپیگری: پدیدة شوم روسپیگرى به ویژه در بین دختران جوانى که به طور ناخواسته صاحب فرزند نامشروع شده‌اند، در جوامع غربى شایع است، زیرا فرزندان ناخواسته، فرصت‌هاى اشتغال و تحصیل را از مادران گرفته، آنان ناچارند براى تأمین هزینه‌هاى زندگی و رهایى از فقر، به هر کارى رو آورند.
6ـ گسترش بیمارى‌هاى مقاربتی: روابط آزاد دختر و پسر، در نتیجه روابط آزاد جنسی، سکوی پرش روسپیگرى و افزایش بیمارى‌هاى عفونى و مقاربتى است. در این باره کافى است بدانید که: در هر 13 ثانیه یک نفر در آمریکا به ویروس مهلک بیمارى ایدز مبتلا می‌شود. قربانیان این ویروس که عمدتاً از طریق بى‌بند و بارى جنسى مبتلا مى شوند، از این بیمارى عفونى هلاک مى‌گردند.
آنچه ذکر شد، اشاره به برخى پیامدهاى روابط آزاد دختر و پسر پیش از ازدواج است. عوارض دیگرى چون جنون،‌ عقده‌هاى روانی، افزایش جنایت و آدم کشى از دیگر نتایج آن روابط است.
به این ترتیب روشن شد که چرا اسلام روابط آزاد دختر و پسر و نگاه و صحبت‌هاى شهوت‌آمیز آنان را که منشأ برای روابط بعدی می‌شود، حرام و ممنوع ساخته است.
پی‌نوشت‌ها:
1ـ آمار و نقل قول‌ها عمدتاً از کتاب مجموعه مقالات دفاع از حقوق زنان، ‌تدوین دفتر مطالعات و تحقیقات زنان از صفحة 60 تا 72 برداشت شده است.
در این موضوع مى توانید کتاب‌هاى زیر را مطالعه کنید:
أ) جامعه‌شناسى خانواده،‌ از دکتر شهلا اعزازی.
ب) سیماى زن در جهان ـ امریکا، از مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری.
پ) درّ و صدف، از محمد شجاعی، انتشارات محیی، شهرری.

[ یکشنبه نوزدهم آذر 1391 ] [ 14:13 ] [ رضا بی باک ]

 در آیه 23 سوره قصص خداوند داستان حضرت موسی (ع) و دختران حضرت شعیب را اینگونه ذکر می فرماید:« آنگاه که موسی بر سر آب مدین رسید، گروهی ازمردم را دید که گوسفندان خود را آب می دهند و درنزدیکی آنان، دو زن را دید که دور ایستاده اند و جلونمی آیند. به آن دو گفت: کارتان چیست و چه می کنید؟ گفتند روش ما این است که گوسفندان را آب نمی دهیم؛تا چوپانان ازآبشخور درآیند و گوسفندان خود را از آن خارج سازند. پدرمان پیری سالخورده است و خود نمی تواند گوسفندانمان را به اینجا بیاورد.آنگاه موسی،گوسفندانشان را آب داد،سپس از آبشخور به سوی سایه رفت و گفت: پروردگارا، من به هرخیری که به سویم بفرستی، سخت نیازمندم؛سپس یکی از آن دو زن، درحالیکه با نهایت حیا و عفت گام برمی داشت،نزد موسی آمد و به وی گفت:پدرم تو را فرا می خواند تا مزد آب دادنت به گوسفندان را به تو بپردازد».

در این آیه، راههای روابط سالم، بیان شده که عبارتند از:

1- رابطه نباید صرفاً رابطه و لذت غریزی باشد؛ بلکه اگر به اقتضای یک فعالیت اجتماعی و عملی جایز باشد، اشکالی ندارد.

2- نگاه به نامحرم، باید به دور از هوا و هوس باشد. نگاه حضرت موسی برخورد نمودن بود یعنی همانطور که مردم را دید،آنها را نیز دید و دیدن آنها چشم چرانی نبود.

3- زنان در فعالیت اجتماعی،نباید با مردان مختلط شوند.

4- سخن گفتن با نامحرم، اشکال ندارد؛ ولی در سخن گفتن، دو طرف باید مراعات اختصار و متانت را بنمایند.پس سخن گفتن زن و مرد با یکدیگر، تا وقتی که مفسده ای برای دو طرف نداشته باشد،آزاد است و مفسده، همانطور که ممکن است از محتوای سخن دو طرف حاصل بشود(مثل اینکه سخنان آنان وسوسه انگیز باشد) ممکن است از طرز حرف زدن نیز حاصل بشود؛ یعنی با کرشمه و ناز سخن بگویند.

5- فعالیت اجتماعی زنان، اشکالی ندارد،اما تا حد امکان باید کارهای مردانه و زنانه از یکدیگر تفکیک شوند،مگر در موارد ضرورت.

6- مکان ارتباط، نباید خلوت و خصوصی باشد.

7- زنان درهنگام حضور درمنظر نامحرم، باید با کمال حیا، حاضر شوند و پوشش و نوع راه رفتن و برخوردها،نباید جلب توجه کند.

8- دو طرف، ارتباط را ازخانواده خویش مخفی نکنند و سعی کنند آنها از اینگونه مسائل، مطلع شوند و حتی پدر می تواند محرم اینگونه امور باشد.

9- اگر جوانی نیازمند تشکیل خانواده و ازدواج است، به جای روابط ناسالم و گناه، بر خدا توکل کند و رابطه خویش را با او نزدیک کند.

10- انسان از رابطه ای که هیچگونه امکان ازدواج درآن نیست، باید پرهیز کند؛ زیرا نمی تواند آن را تحت چارچوب های ارزشی شرع و عرف درآورد.

مسئله دوستی دختر و پسر، برخلاف تصور برخی افراد که گمان می کنند محصول شرایط زمان فعلی ماست، از دیرزمان با همین عنوان،مطرح بوده است.

مسئله دوستی دختر و پسر، برخلاف تصور برخی افراد که گمان می کنند محصول شرایط زمان فعلی ماست، از دیرزمان با همین عنوان،مطرح بوده است. قرآن شریف در وصف مردان شایسته،به بانوان چنین سفارش می کند: مردانی مناسب همسری اند که پنهانی و به صورت نامشروع، با زنان، دوستی و رابطه نداشته باشند؛(و لا متَّخِذی أخدانٍ)سوره مائده آیه 5 کسانی که دوست دختر، اختیار نکرده باشند.

همچنین به مردان،چنین سفارش می کند:زنانی شایسته همسری هستند که به صورت پنهانی، با مردان رابطه دوستی نداشته باشند؛(و لا متّخِذاتِ أخدانٍ)سوره نساء آیه 25 کسانی که دوست پسر اختیار نکرده باشند.

دراینجا این سؤال پیش می آید که کسی که قصد انتخاب همسر دارد از کجا بفهمد که قبلا آن شخص ارتباط نامشروع داشته یا نه؟ یا شایسته همسری هست یا نه؟

قرآن در جواب می گوید:(ألخبیثاتُ للخبیثین والخبیثونَ للخبیثات والطّیباتُ للطیبین والطیبونَ للطیبات)سوره نور آیه 26  

زنان بدکار و ناپاک شایسته مردانی بدین وصفند و مردان زشت کار ناپاک نیز شایسته زنانی بدین وصفند و بالعکس زنان پاکیزه لایق مردانی چنین و مردان پاکیزه نیکو لایق زنانی همین گونه اند.

پس آدمی باید به خودش بنگرد که گذشته و جوانی خود را چگونه سپری کرده؛ آیا مصداق پاکان برای پاکان است یا خدای نکرده...

برخی از پیامدهای رابطه با جنس مخالف

 

 

۱- عاشق شدن؛ نوع خلقت انسان، به ویژه در سن جوانی به گونه ای است که جنس مخالف، برای او جاذبه دارد و اگر ارتباط پیوسته بین دختر و پسری برقرار باشد، بعد ازمدتی به یکدیگرعلاقه مند می شوند و اگر این ارتباط دوستی ادامه یابد، از حد علاقه نیز گذشته، شیفته و عاشق یکدیگر می شوند؛ تا حدی که عیب های یکدیگر را نمی بینند. این عشق و علاقه، فقط به جهت ارتباط حاصل می شود و منشأ آن، غریزه جنسی است و به دور از ملاک ها و معیارهای منطقی، عقلایی و عرفی می باشد.

بیشتر جوانانی که این گونه عاشق می شوند، علاوه بر اینکه ازجهت سن، شغل و موقعیت خانوادگی، دارای شرایط ازدواج نیستند، شناخت کاملی از طرف مقابل و خانواده او نیز ندارند.

عقل می گوید:این وابستگی، به صلاح تو نیست و تمام انرژی و نشاط جوان را می گیرد؛ به طوری که جوان ازفعالیت های درسی و اجتماعی، باز می ماند و مبتلا به نوعی افسردگی و کسالت می شود.

درعین حال، دل، راضی به حکم عقل نیست و روز به روز، مایل به روابط بیشتر و نزدیکتر است و به جای اینکه به عواقب آن توجه کند، در پی رسیدن به خواسته های نفسانی است و دراینجاست که تعارض عقل و دل یا به عبارتی عقل و عشق رخ می دهد.

این ناهنجاری که بیشتر ازطریق دیدارها و تلفن های مخفیانه صورت می پذیرد و باضعف اراده، تشویش خاطر، نگرانی، افسردگی و غصه های طولانی مدت، همراه است و جوان را ازواقعیات زندگی دور کرده و به عالم تخیل و مستی فرو می برد.جالب اینجاست این همه علاقه و خماری پی در پی جوان، به خاطر ارتباط با شخصی است که نه خانواده اش را به خوبی می شناسد و نه حتی خود او را  و نه پسر و دختر با فرهنگ یکدیگر آشنا هستند؛ نه شرایط هم کفو بودن و هم شأنی لحاظ شده و خانواده ها از این مسأله خبر دارند.

۲- تقویت حرص و خواسته های جنسی؛ دراینگونه ارتباط ها هریک از دوطرف، ابتدا به حداقل ها راضی و خشنود هستند و شاید هدفی جز نگاه کردن و سخن گفتن با یکدیگر ندارند؛ ولی هنگامی  که رفاقت و معاشرت حاصل شد،دیگربه این حد قانع نیستند و خواهان ارتباط بیشتر می شوند به شکلی که قدم به قدم و مرحله به مرحله خواسته های طرفین بیشتر شده،ارتباط پیشین را به هیچ وجه کافی و ارضا کننده به حساب نمی آورند.خواسته های انسان،تمام شدنی ومحدود نمی باشند و شخص، هیچ گاه به ارتباط با یک فرد، قناعت نمی کند و مایل به گسترش این گونه روابط با افراد گوناگون است و اگر کسی تصور کند که در این مسأله، سیر و اشباع می شود سخت در اشتباه است.

۳- عدم رضایت نسبت به همسر خود در آینده؛ارتباط های غیرمتعارفی که در چارچوب فرهنگ دینی و اجتماعی ما نباشند، از آنجا که در طول زمان با افراد مختلف، متعدد و متنوع صورت می پذیرند موجب می شوند که چنین شخصی در زندگی آینده خود، دچار مشکل شده، زندگی اش سرد و عاری از نشاط گردد.

زندگی کسانی که به اقتضای شغل خود ارتباط های وسیع و صمیمی با جنس مخالف دارند، مانند بازیگران و هنرپیشگان، شاهد این مدعاست.

دلیل این رویداد تلخ چند چیز است: اول این که جوّ بدبینی نسبت به همسر و به طور کلی جنس مخالف، در ذهن هریک از طرفین شکل گرفته است.

دلیل دوم، عدم توانایی در ابراز محبت خالص و صمیمی نسبت به همسر، در اینگونه افراد است. کسی که تا به حال به جهت ارتباط های خود با جنس مخالف مجبور به انواع ابراز محبت به افراد مختلف بوده، درقبال همسرآینده خود، آنچنان عاجز خواهد بود که همسرش به راحتی، تصنعی بودن(ساختگی بودن) ابراز محبت او را درک می کند.

۴- خطر به دام افتادگی؛ یکی دیگر از ضررهای روابط دختر و پسر، خطر به دام افتادن در نقشه های شوم شیّادان و بی رحمان نسبت به آبرو و عفت افراد است.

۵- افزایش  هزینه زندگی؛برای پسر و دختر که دانشجو و محصل هستند و درآمد خاصی ندارند، خریدن هدیه جشن تولد و رفتن به بعضی تفریحگاه ها، پرداخت قبض های تلفن همراه و دیگر هزینه ها نوعی فشار روحی است که رفته رفته موجب ازبین رفتن عزت نفس، خودباوری و نشاط روحی آنان می شود.



[ یکشنبه نوزدهم آذر 1391 ] [ 14:8 ] [ رضا بی باک ]
 
در زمینه چگونگی روابط دختر و پسر از دیدگاه قرآن و روایات به اینجا رسیدیم که در ایجاد و شکل گیری رابطه ای نا درست مجموعه عواملی موثر است که می توان از میان آنها به نگاه نا مناسب و خود آرایی اشاره کرد . در این مقاله سعی داریم دیگر زمینه های ایجاد ارتباطی نا متعادل را بررسی کنیم و راهکارهایی را برای پیشگیری از آن برای شما بازگو کنیم.

1- طنازی در سخن: یعنی زنان در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازك و لطیف كنند، تا دل او را دچار ریبه و خیال های شیطانی نموده شهوتش را برانگیزانند و در نتیجه آن مردی كه در دل بیمار است به طمع بیفتد . منظور از بیماری دل نداشتن نیروی ایمان است، آن نیرویی كه آدمی را از میل به سوی شهوات باز می دارد. (1) قرآن كریم برای جلوگیری از روابط ناسالم میان زنان و مردان می فرماید: "نازك و نرم با مردان سخن مگوئید مبادا آنكه دلش بیمار است به طمع افتد بلكه درست و نیكو سخن بگویید."(احزاب. 32) تاثیر كلام به قدری است كه مولای متقیان از سلام كردن به زنان جوان خودداری می كند و می فرماید: "می ترسم از این كه صدای آنها مرا خوش آید و از اجرم كاسته شود."(2)

سخن معمولی و مستقیم بگویید، سخنی كه شرع و عرف اسلامی (نه هر عرفی) آن را بپسندد و آن سخنی است كه تنها مدلول خود را برساند، نه اینكه كرشمه و ناز را بر آن اضافه كنید

2- تأخیر در ازدواج: زن و مرد، مكمل نیازهای روحی و روانی یكدیگرند و هر یك بدون دیگری احساس فقر و نیاز می نماید. زن به دنبال تقدیس از جانب مرد و در آرزوی این است كه تنها ملكه كاخ عشق و محبتش باشد. (3) و به قول ویل دورانت: زن فقط وقتی زنده است كه معشوق باشد و توجه كردن به او مایه حیات اوست. (4) و مرد نیازمند كسی است كه قلبش برای او بتپد و با گرمی نگاه و كلام پرمهرش، او را در مواجهه با ناملایمات زندگی امید بخشد و خلاصه اینكه "هر یك از ما، در جدایی فقط نیمه ای از انسان است و همیشه نگران آن نیم دیگر است"(5) تا زمانی كه دختر و پسر جوان این نیاز فطری را از راه ازدواج تأمین نكرده و به آرامش روانی نرسیده باشند در معرض خطر هستند. لذا رسول خدا(ص) فرمود: آن كس كه ازدواج كند نیمی از دینش را حفظ كرده است." (6)

 

3- بستر اجتماعی: یك عامل بسیار مهم در ایجاد چنین روابطی، وجود زمینه ای اجتماعی و گاه پنهان در میان جوانان است. اگر در جامعه جوان چنین افكاری رایج شود كه داشتن دوست پسر و یا دوست دختر، نشانه قدرت و جاذبه اجتماعی است و یا این اندیشه كه داشتن چنین روابط، نشانه بزرگ شدن است و یا پیداكردن دوست برای یكدیگر را بخشی از پیمان دوستی به شمار آورند، روز به روز بر میزان این روابط افزوده خواهد شد. برای رهایی از این زمینه فساد راهكارهایی وجود دارد كه عبارتند از:

الف - اصلاح فرهنگ جامعه: اگر چنین افكاری در جامعه رسوخ كرده باشد بر مسئولین فرهنگی جامعه واجب است كه تمام امكانات و تلاش خود را در اصلاح فرهنگ جامعه به كار بگیرند زیرا تا فرهنگسازی درست صورت نگیرد خرده كارها نتیجه مطلوب را به همراه نخواهد داشت.

ب - دقت در انتخاب همنشین: باید راههای صحیح دوست یابی را آموزش داد تا جوانان با دید باز و اندیشمندانه همنشین و دوست خود را انتخاب نمایند.

رسول خدا(ص) می فرمایند: "دین و منش هر شخصی، متناسب با دوست و همراه است." (7)

4- مرحله رشد: اریكسون سن 12 - 20 سالگی را مرحله احساس هویت در مقابل سردرگمی هویت می داند و می گوید مشكل این دوره خطر آشفتگی نقش به ویژه هویت جنسی و شغلی نوجوان است. در بعضی موارد جوانانی كه قادر به رو در رویی با سردرگمی نقش جنسی و شغلی خود نیستند، هویتی منفی را انتخاب می كنند و به هویت ها و نقش هایی متكی می شوند كه به صورت نامطلوب ترین و خطرناك ترین اعمال به آنها عرضه شده است(8) یكی از این رفتارهای جایگزین، برقراری ارتباطهای ناسالم است.برای پیشگیری از بروز این مشكل، باید به نوجوان و جوان در هویت یابی كمك كرد تا بتواند برای خویشتن، تصویری رضایت بخش و امیدآفرین به دست آورد. عمل انسان مترتب بر شاكله او است به این معنا كه عمل هرچه باشد مناسب با اخلاق آدمی است پس شاكله یا هویت نسبت به عمل، نظیر روح جاری در بدن است. (9) بنابراین بر والدین و مسئولین تعلیم و تربیت واجب است كه در راه "هویت یابی جنسی" به جوانان كمك كنند تا تصویر روشنی از جنسیت خود و نقش های مربوط به آن، برخوردهای اجتماعی و دوستی دختران و پسران و عشق و امثال آن پیدا كنند.

5- عدم تقید خانواده به مسائل دینی: جوانان اولین برخوردها و معاشرت های ناسالم و مختلط را در خانه تجربه می كنند.فرهنگ خانواده است كه حد و مرزها را به فرزندان می آموزد. لذا قرآن كریم می فرماید: "ای مومنان! خود و خانواده خویش را از آتش دوزخ نگاه دارید."(تحریم. 6) یعنی خود و زن و بچه خود را تعلیم خیر دهید و ادب نمایید. (10) و در نگهداری خانواده همین بس كه به آنها امر كنید بدان چه كه خدا امر كرده و نهی كنید از آنچه خدا نهی كرده است. (11)

اگر خانواده ها حدود شرعی را در روابطشان مراعات نكنند، دیگر چه انتظاری از جوانان با آن شرایط روحی و هیجانی می توان داشت

6- بی توجهی به نیازهای جوانان در خانه: جوانان به محبت، برقراری صمیمیت، تنوع، تفریح و هر چیزی كه شور و نشاط آنان را حفظ كند، نیازمند هستند. اگر والدین این نیازها را تأمین نكنند، خود آنان دست به كار می شوند و از آنجا كه معمولا جوانان شتابزده و ناپخته عمل می كنند، از هر طریقی برای رفع نیاز خود اقدام می كنند. نكته دیگری كه باید به آن توجه داشت، پرهیز از بیكاری است. خداوند متعال به پیامبر گرامی اسلام(ص) توصیه می فرماید: "هنگامی كه از كار مهمی فارغ شدی خود را به كار دیگری مشغول كن"(انشراح. 7) والدین باید برای اوقات فراغت جوانان خود برنامه داشته باشند. فعالیت های اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و تفریحی علاوه بر اینكه آنها را از بسیاری از فسادها حفظ می كنند، در رشد ابعاد مختلف جوان موثر است. والدین در برخورد با جوانان باید طریق اعتدال را پیش بگیرند و از هرگونه افراط، تفریط، برخورد خشك، خشن و انعطاف ناپذیر خودداری كنند. و در ضمن نظارت و كنترل نامحسوس بر رفت و آمد و رفتارهای آنان، شخصیت و حریم خصوصی آنان راحفظ نمایند زیرا اگر شخصیت او از بین برود و عزت و كرامتی نداشته باشد، هیچ امید خیری در او نیست. (12) و از سرزنش و ملامت نیز پرهیز كنند كه آتش لجاجت را در آنان شعله ورتر می كند. (13)

پی نوشت:

1) المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج 16، ص. 461

2) شیخ حر عاملی، آداب معاشرت، ص. 67

3) مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص. 148

4) ویل دورانت، لذات فلسفه، ص. 141

5) ابوالقاسم مقیمی حاجی، جوانان و روابط، ص 7، به نقل از لذات فلسفه. 122

6) میزان الحكمه، ج 4، ص 272، حدیث. 7807

7) میزان الحكمه ، ج 5، ص 297، حدیث. 10221

8) روانشناسی رشد (2) ، دفتر همكاری حوزه و دانشگاه، ص. 782

9) المیزان، ترجمه موسوی همدانی، ج 13، ص. 262

10) الدر المنثور، ج 6، ص. 244

11) كافی، ج 5، ص. 62

12) شرح غرر و درر، آمدی، ج 1، ص. 394

13) میزان الحكمه ، ج 8، ص 485، حدیث. 17831

[ یکشنبه نوزدهم آذر 1391 ] [ 13:58 ] [ رضا بی باک ]

سلام دوستای عزیزم. امروز یه روز خاصی بود برام .چرا؟

 یادمه دبیرستانی بودم اون همه در قید حجاب اینا نبودم نه اینکه بی حجاب بودم برام معنی نداشت .رفتم پیش دانشگاهی عاشق دبیر ادبیاتم شدم  چون حس کردم حجابو دوس دارن  هد زدم  تا ترم 3 دانشگاهم همیشه هد داشتم هیچوقت اجازه ندادم حتی یه شاخه موم بیرون باشه ولی چون این حجاب با احساس به یه موجود خاکی شروع شده بود بازم رفت.... وقتی رفتم مشهد به امام رضام قول دادم دختر خوبی باشم از اون موقع بازم حجابم کامله ... از تیرماه فقط دغدغه اینو داشتم که چادری شم با پریسا دوستم هم مشورت کردم اونم با اینکه چادری نیس ولی تشویقم کرد...من موندمو با کلی فکر که خدا تو زمستون چیکار کنم سختم میشه ..خدا تابستونا گرمم میشه ....البته نا گفته نمونه خیلی برخوردای بدی از برخی چادری ها دیده بودم که فک میکردن خودشون فرشته اند وبقیه جنی یا بچه شیطونی چیزی نگاه تحقیر امیزی داشتند بطوری که از چادر زده شده بودم ولی مگه همه چادری ها بدن نه ....یا مثلا همه مانتویی ها بدن نه...خلاصه میدونین به چی فک کردم...

من با کلی خطا دل اماممو شکوندم واسه زخمهایی که خودم به دل مبارک اقا زدم باید یه مرحمی جور کنم ... خوب حجاب داشتن که واجبه باید یه کاری  کنم که واسه خودم خیلی سخت باشه 

 

تصمیم گرفتم چادری شم با اینکه واقعا سختمه 

 چادرم هدیه ای برای مولایم مهدی

 اقا جان قبول کن این تحفه را ازمن وبرام دعا کنین تا اخر همراهم حفظش کنم...

 

البته اینم بگم تو خونه ی ما هیچوقت به من حجاب تحمیل نشد. به قول دکتر شریعتی:

"نمیخواهد لباسی بدوزید و بر تن زن امروز نمایید فکر زن را اصلاح کنید او خود تصمیم میگیرد که چه لباسی برازنده اوست"

نا گفته نمونه  چادری شدنم با مطالعه بوده  و تو اون خیلی از وبلاگا مثله زینت زن=حفظ حجاب یا دختران ماه پیشونی نقش داشتند.

تحمیل کردن حجاب نتیجه ی بدی میده .آخرش میشه یه دختر چادری که فقط از خونه در اومدنی چادر داره سر کوچه چادر میره تو کیفش و میشه وسط خیابان ارایش کردن چیزی که خیلی دیده شده...

**************

از مشرق نیوز:

نگاهی به پدیده "هرزه پردازی" در دنیای غرب


[ یکشنبه نوزدهم آذر 1391 ] [ 13:24 ] [ رضا بی باک ]
با سلام

همیشه برای تصمیم گیری باید مزایا و معایب یک تصمیم مورد بررسی قرار بدیم

در مورد تحصیل در کشورهای مالزی و اکراین و هند و .....

معایب:۱-هزینه تحصیل حداقل دوبرابر۲-دوری از خانواده دوستان و ..۳-برخورد نامناسب با ایرانیان در این کشور ها۴-زندگی در وضعیت نامناسب و تفاوت زیاد غذا ها و فرهنگ کشور۵-امنیت بسیار پایین

مزایا:اشنایی با زبان انگلیسی(احتمالا با لهجه مزخرف هندی یا مالزی)

اشنایی با فرهنگ دیگر ملل(منظور اشنایی با دزدی ها و غذاهای جالب مثل سوسک سرخ شده و ....)

و هزاران مزایای دیگر ....

 


با سلام

بالاخره با گران شدن دلار سراب ارزان بودن کشورهای مزخرف مالزی و ارمنستان و...به پایان رسید و کسانی هم که به این کشورهای جهان سومی رفتند در حال برگشت هستند

الان مقایسه کنید

گرفتن یک لیسانس در ایران

در دانشگاه ازاد=۸ ترم *۱ میلیون=۸میلیون تومان هزینه کل

در مالزی=حدود ۱۰۰۰۰هزار دلار کل تحصیل لیسانس=۱۸میلیون تومان+حداقل بیست میلیون هزینه زندگی در این چهار سال

هموطنان گل فقط برای تحصیل اگر وضعیت مالی شما مناسب است به امریکا و کانادا بروید

مالزی و اکراین و ارمستان و دبی و ...فقط مایه مصیبت و تلف کردن پول شما هست

با تشکر


با سلام

من دانشجوی دانشگاه یو پی ام مالزی هستم و توصیه من به همه ایرانیان عزیز این هست که فکر نکنند اینجا بهشت برین هست و هستی خود را به آتش بکشند و راهی اینجا شوند.اینجا هم کشوری جهان سوم هست و متاسفانه ناامنی در آن بیداد میکند و کسی هم پاسخگو نیست و پلیس اینجا هم رفیق قافله و شریک دزد هستند و هیچ کمکی به مالباختگان نمیکنند و همه مواردی که گفته شده است عین واقعیت هست.هفته پیش هم من یک خانم ایرانی را دیدم که یک منزل را به وی اجاره داده بودند که بعد از یک هفته صاحب اصلی منزل مشخص میشود و معلوم میشود آن افراد آن منزل را فقط برای یک هفته اجاره کرده بودند و کلاه بردار بودند خلاصه 3000 رینگت ان خانم بیچاره رفته بود.اری اینجا ناامنی بیداد میکند قدر کشور خود را بدانید.


با سلام

گروهک تروریستی افراطی در جنوب شرقی اسیا ساعاتی پیش از تهدید به بمب گذاری در مالزی

سخن گفت.این گروه که از سال ۱۹۹۹ در این بخش از دنیا مستقر شده است علت این تهدید را

کمک های دولت مالزی به نظامیان امریکائی در این منطقه عنوان کرده است


با سلام

دیروز رفتم بعد از چند ماه سری به دانشگاه زدم و اتفاقی با آقای دکتر محمدی (مدیر کل شرکت سپاهان فراز) که سال ها در دانشگاه ایالتی نیویورک در رشته مدیریت بازگانی مشغول بوده است و ۲ سالی است در ایران و به سمت مدیر کلی شرکت فوق است.در مورد وبلاگ و معایب ادامه تحصیل در این کشور ها با ایشان گفتگو کردم که چنین فرمودند:

اصلا باورم نیمشه که ایرانیان عزیز چنین کشور های را برای ادامه تحصیل انتخاب کرده اند.واقعا آیا   مقام ایرانی چنین کشور های برای ادامه تحصیل است.من واقعا از این موسسات گله مند هستم که به خاطر چند هزار تومان جوانان این مرز و بوم را به چنین مکان های می برند.بله من هم آرزوی ادامه تحصیل در خارج را داشتم ولی اصلا به چنین مکان های فکر نکردم.از همان ابتدا فقط در نظر من ایالات متحده آمریکا و کانادا و انگلستان مطرح بود که با کمی تحقیق و جستجو دانشگاه ایالتی نیویورک را برگزیدم.دانشجویان،و ایرانیان مقام شما بسیار بالاتر از این کشور ها است.اگر از ادامه تحصیل در خارج نظر من را بخواهید فقط و فقط اول امریکا دوم کانادا سوم انگلستان و در نهایت استرالیا


با سلام

از زبان یک دانشجو در مالزی:

دیشب بعد از پایان ساعت کاری در دانشگاه و بعد از اینکه همه اونجا رو ترک می کنن مثل اینکه دزد محترم تشریف میارن و یه سر گوشی آب میدن و یه سری چیز هم با خودشون می برن حالا کجا و کی نمی دونم حالا متن جریان این دزدی رو از زبان سینا امین منصور بخونید:

"دیشب بعد از اینکه نگهبان همه درها رو قفل می کنه و میره شخص یا اشخاص (هنوز ناشناس) وارد لابراتوری ۵ می شن و  ۵ تا کیس و ۲ تا مانیتور را به سرقت می برند."

هنوز مشخص نیست چطوری این کار را کردندولی سینا می گه:

"طرف مورد نظر مثل اینکه همه کلید ها رو داشته ، چون آثاری از اعمال زور وجود نداره."

خیلی جالبه و عجیب چطوری این کارو کرده چون همه سیستم ها قفل دارند و به میزها بسته شدند.چیز دیگه ای هم که هست ولی برای من هم سوال هست اینه که: چطوری ممکنه این همه وسایل را با بودن نگهبان بیرون ببرن ..... خدا می دونه...

[ یکشنبه نوزدهم آذر 1391 ] [ 13:20 ] [ رضا بی باک ]
مدل روسری و شال اسلامی
مدل روسری و شال اسلامی
مدل روسری و شال اسلامی
مدل روسری و شال اسلامی
مدل روسری و شال اسلامی
مدل روسری و شال اسلامی
مدل روسری و شال اسلامی
مدل روسری و شال اسلامی
مدل روسری و شال اسلامی
مدل روسری و شال اسلامی

[ یکشنبه نوزدهم آذر 1391 ] [ 13:17 ] [ رضا بی باک ]

آنچه امروزه به عنوان پوشش اسلامی شناخته می شود در هر کشوری، با توجه به آنچه از سنت های کهن آن جامعه بر جای مانده است شکل متفاوتی دارد. اگر به پوشش های اسلامی که در میان برخی اقوام و کشورهای مختلف دارد است نگاهی بیندازیم متوجه خواهیم شد که این نوع پوشش ها قدمتی بسیار طولانی دارند .

اگر قدری عمیق تر به موضوع پوشش و لباس نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که پوشش و لباس در کنار خوراک و سکونتگاهی برای زندگی ازجمله مهم ترین و ضروری ترین نیازهای انسان ها هستند که انسان همواره با آن در ارتباط بوده است. با نگاه به تنوع و گوناگونی پوشش های اسلامی در کشورهای مسلمان به این نتیجه می رسیم که در همه آنها یک ویژگی مشترک وجود دارد که همان پایبندی به قوانین دین اسلام است.

تفاوت بین لباس های اسلامی زنان در کشورهای مختلف ناشی از سنت های حاکم بر آن جامعه است که آنها را از یکدیگر متمایز می سازد. البته در سال های اخیر شاهد تحولات عظیمی در این عرصه بوده ایم. چراکه در این سال ها بسیاری از طراحان مشهور و صاحبنام در زمینه طراحی مد لباس در تلاش بوده اند تا با طراحی و به نمایش گذاشتن لباس های مختلف و بسیار زیبایی که براساس قوانین حاکم بر جوامع اسلامی تهیه می شوند در سبک زندگی زنان مسلمان تغییرات قابل توجهی را به وجود آورند. در سال های اخیر لزوم طراحی و برگزاری نمایشگاه براساس ویژگی های اسلامی مورد توجه بسیاری از طراحان دنیای مد و لباس قرار گرفته است و این در حالی است که عده ای از افراد بر این باورند که گسترش فرهنگ پوشش اسلامی نیازمند ترویج الگوهای دینی و بهره گیری از طراحان لباس های اسلامی خواهد بود. اگر چه طراحی پوشش های اسلامی به سبک مدرن و امروزی ضرورتی است که مورد توجه بسیاری از کشورها قرار گرفته است، اما باید توجه داشت که هر کشور و هر منطقه ای براساس فرهنگ حاکم بر آن نیاز به یک پوشش اختصاصی دارد که براساس ارزش ها و فرهنگ آن جامعه طراحی شده باشد.

 

● تلفیق روش های سنتی و مدرن

تلفیق روش های سنتی و مدرن موجب شده است تنوع و گوناگونی پوشش های اسلامی در کشورهای مختلف بیش از پیش افزایش یابد و بنابراین بسیاری از محدودیت ها مانند انتخاب رنگ لباس از میان برداشته شده است. در اغلب کشورهای اسلامی در پوشش زنان مسلمان تنوع رنگی بسیار زیبایی به چشم می خورد. این در حالی است که در برخی از کشورها نیز رنگ به عنوان یک قانون پذیرفته شده است. در الجزایر سفید رنگ حجاب است و اگر کسی با رنگ سیاه در جمعی حاضر شود مورد توجه قرار می گیرد بنابراین می توان گفت که در پوشش اسلامی رنگ پوشش براساس معیارهای فرهنگی تعیین می شود و با این که در اکثر جوامع زنان مسلمان پوششی شبیه به هم را به عنوان یک پوشش رسمی اسلامی پذیرفته اند رنگ لباس و دیگر ویژگی های کیفی موجب تنوع و گوناگونی پوشش های اسلامی می شود.

امروزه در بسیاری از کشورها مانند ترکیه، اندونزی، تایلند، مصر و مالزی به موازات در نظر گرفتن قوانین اسلامی درباره پوشش های زنانه، بهره گیری از آخرین تحولات در دنیای مد و لباس نیز در طراحی پوشش های اسلامی برای زنان مورد توجه قرار گرفته است چرا که آنها بر این باورند که باید ۲ موضوع شناخت و پایبندی به قوانین اسلامی و همچنین نیازهای جامعه را در کنار هم مورد توجه قرار دهند تا به این ترتیب بتوانند بین فرهنگ اسلامی و تحولات دنیای مد و لباس ارتباط و دوستی را برقرار کنند تا جایی که در بسیاری از کشورها مجلات مخصوصی برای طراحی لباس های اسلامی در نظر گرفته شده است و طراحان زیادی از سراسر دنیا در زمینه طر احی و دوخت پوشش های اسلامی جدید فعالیت می کنند که در کشورهای مختلف مورد استقبال قرار گرفته است و به همین دلیل چند سالی است که پوشیدن لباس های متنوع و زیبا که براساس آخرین تحولات دنیای مد باشد و پوشش کاملی برای زنان محسوب شود موجب تغییر شکل پوشش های اسلامی شده است. در میان کشورهای مسلمان، کشور مالزی به عنوان کانونی برای طراحی لباس های اسلامی انتخاب شده است، چرا که این کشور در عرصه طراحی و تولید لباس و مد لباس در بین کشورهای مسلمان پیشقدم بوده است.

● مانتو پوششی مشترک

تمام لباس هایی که در نمایشگاه مد لباس مالزی به نمایش گذاشته می شوند با موازین اسلامی و احترام نسبت به حفظ ارزش و سنت های ملی هر جامعه و ملتی مطابقت دارند آنچه در میان همه کشورهای اسلامی مشترک است این است که در همه این کشورها مسلمانان لباسی شبیه به مانتو و روسری یا مقنعه به سر می کنند تا حجاب داشته باشند و تنها تفاوت آنها در نوع طراحی این نوع لباس هاست.

اگر پوشش اسلامی را در کشورهای مختلف مورد مقایسه قرار دهیم بدون تردید در می یابیم که پوشش زنان مسلمان مالزی از نظر رنگ و مدل از تنوع بیشتری برخوردار است. «کامابایا »از لباس های سنتی زنان مالزی است که در بسیاری از دیگر کشورها نیز پوشیدن این نوع لباس که در حقیقت یک پیراهن کمردار کوتاه با دامن بلند است مورد توجه زنان مسلمان قرار گرفته است.« باجوکورونگ» نیز از دیگر لباس های سنتی زنان مسلمان مالزی است که گشادتر و کمی هم بلندتر از کامابایاست. در این کشور اغلب افراد در مراسم رسمی لباس های سنتی می پوشند که ترکیبی از پارچه هایی به رنگ های مختلف و تزئین شده با گل های رنگی ریز و درشت است. در حقیقت آنچه طراحان مالزی را از دیگر طراحان کشورهای اسلامی متمایز می سازد تاکید آنها بر حفظ هنر و میراث فرهنگی است.

نخستین جشنواره بین المللی مد اسلامی نیز سال ۲۰۰۸ میلادی در کشور مالزی برگزار شد و پس از نتایج موفقیت آمیز برگزاری این جشنواره در سال های بعد نیز دومین و سومین جشنواره مد اسلامی در همان کشور برگزار شد. هدف اصلی از برگزاری این نمایشگاه ها این است که به همه اعلام کنند پوشیدگی می تواند زیبایی باشد چنانچه بسیاری از طرح های به نمایش گذاشته در این سه دوره از برگزاری جشنواره علی رغم پوشیدگی و زیبایی به میزان محسوس و قابل توجهی متفاوت از طرح های کلاسیک و سنتی است.

سازمان حمایت از مد اسلامی در کشور مالزی علاوه بر نمایشگاه بین المللی مد اسلامی، در کشورهای امارات متحده عربی، اندونزی و موناکو نیز نمایشگاه هایی را برای معرفی مد اسلامی به دنیا برگزار کرده است شاید برایتان جالب باشد بدانید که این فعالیت ها موجب شده است تا طراحان برندهای معروف و شناخته شده در سطح دنیا مانند کریستین دیور نیز قدم به عرصه مد اسلامی گذاشته و لباس های جدیدی را متناسب با معیارهای اسلامی برای زنان طراحی و به بازار عرضه کند. چادرها و روسری های جدید عرضه شده توسط این برند که براساس معیارهای اسلامی طراحی شده اند در بسیاری از کشورهای مسلمان نشین و بویژه کشورهای اسلامی حوزه خلیج فارس مورد توجه قرار گرفته است.

البته کشورهایی مانند چین، عراق، سوریه، سودان و برونئی از جمله کشورهایی هستند که در آنها پوشش های اسلامی زنان کمتر تحت تاثیر تحولات دنیای مد قرار گرفته است و در اغلب این کشور هازنان مسلمان پوششی را انتخاب می کنند که قدمتی بسیار کهن و دیرینه دارد و بنابراین هیچ گونه ردپایی از تحولات جدید دنیای مد و تنوع و گوناگونی در این نوع پوشش ها دیده نخواهد شد.

● روسری، نماد زنان مسلمان چین

اگرچه دین اسلام در چین قدمتی ۱۰۰ ساله دارد اما در مقایسه با دیگر کشورها، فرهنگ و آداب سنن چینی ها در این سال ها تغییرات اندکی داشته است. آنچه بیش از هر چیز دیگری زنان مسلمان چینی را از دیگر زنان مسلمان متمایز می سازد روسری های رنگارنگ و زیبایی است که آنها بر سر دارند.

در این کشور روسری نماد یک زن مسلمان است و اغلب زنان مسلمان چینی روسری هایی به رنگ روشن را انتخاب می کنند و بازار فروش روسری در این کشور بسیار پررونق است اگرچه تا چند دهه پیش اصلا تصور نمی شد که استفاده از روسری هایی رنگارنگ و زیبا در میان زنان مسلمان چین تا این حد مورد استقبال قرار گیرد، اما در حال حاضر هر زن مسلمان حداقل ۲۰۰ تا ۳۰۰ نوع روسری مختلف دارد و جالب این که زنان سالمند چینی هم در این زمینه پابه پای و جوانان پیش می روند و پوشیدن روسری های رنگی را ترجیح می دهند.

به عبارت دیگر می توان گفت که در سال های اخیر روسری که نماد فرهنگ اسلامی است به نمادی برای زنان مسلمان چین تبدیل شده است. اگرچه در این کشور همچنان پوشیدن پیراهن های بلند و ساده در میان زنان مسلمان مرسوم است و بخشی از سنت کهن آنها محسوب می شود، اما پوششی که برای سر انتخاب می کنند بیش از دیگر انواع پوشش ها تحت تاثیر قرار گرفته و همین موضوع سبب شده است که سبک زندگی زنان مسلمان چینی قدری از سادگی فاصله گیرد. این در حالی است که در گذشته آنها تنها روسری هایی به رنگ سیاه به سر می کردند و بر سر داشتن روسری های رنگی را ناپسند می دانستند، اما با این وجود تصور می شود که در سال های آینده شاهد تحولاتی در نوع و طرح و مدل لباس های سنتی زنان مسلمان چین هم باشیم.

[ یکشنبه نوزدهم آذر 1391 ] [ 13:14 ] [ رضا بی باک ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کد جست و جوی گوگل